شب 9 محرم 88 (اصفهان)
ای ماه بی قرینه برادرم
تمام می گساران
پاشو پاشو برادرم
حالا خواهم به حرم برگردم
ال عطش ای عمو
عمو اباالفضل
با دو دست ای برادر
بی همگان به سر شود
ای یوسف ام البنین
هم علم دار تو هستم
آه زینب
عجب رسمیه
بنگر ای ماه تمام
در خیمه قحطه آبه
امشب شب آخره
ای تو آیینه من
حالا که دستمو گرفتی
هم گرفتار تو هستم
حسین تنهاست وا ویلا
می زنه قلب هیئت ها
شده پر از سوز و دعا