آه زینب
عجب رسمیه
بنگر ای ماه تمام
در خیمه قحطه آبه
امشب شب آخره
ای تو آیینه من
حالا که دستمو گرفتی
هم گرفتار تو هستم
حسین تنهاست وا ویلا
می زنه قلب هیئت ها
شده پر از سوز و دعا