فاطمه یعنی صفای مرتضی
آه ای جوانم قامد کمانم
دل سجده جز بر آن خم ابرو نمی کند
چادر خاک آلود تو، بغض منو وا می کنه
روزگارای قدیم تو مدینه یه خونه بود
آه و واویلا
بر تن هر خسته جانی، تیر عشق عارفانی
مولاتنا یا فاطمه
دیده بگشا مادرم بین دو چشمان ترم